حرف های دیشب رو فراموش کن به خدا عاشقتمممممممممممممممممممممممممممممم
برچسب:
نویسنده: علی خ.ص
مثه ستاره بیا تو آسمونم
که من عاشقتم با تو میمونم
اگه یه روز بری و من ازت جدا شم
همون بهتر که من زنده نباشم
تمومه شعر من رنگه چشاته
دلم مثه سایه هر جا باهاته
من این ترانرو برات میخونم
تا که راضی بشی پیشت بمونم
اگه تمومه دنیا رو بدن تو رونمیدم
به هیچ کی راز قلبم و نمیگم
یه لحظه حتی از تو سیر نمیشم
هرچی بدی کنی به عشقمون دلگیر نمیشم
برچسب:
نویسنده: علی خ.ص
دوستت دارم ... همشه عاشقت میمونم ...
عزیز من ...
وجود من ...
دوستت دارم عشقم ...
بازم میگم هر ثانیه که بگذره عشقم بهت بیشتر میشه ....
دوستت دارم عشقم ...
برچسب:
نویسنده: علی خ.ص
گاهی که دلم میگیرد می ایم و اینجا مینویسم
سخت است نوشتن......
این روزها سخت است نوشتن......
سخت است سخن گفتن از ناگفته های دل......
این روزها........
سخت است انتظار............
انتظار........................
گذر زمان محبت را در دل عمیق تر میکند و این است
عزیزم حرف دلم اینه که شاید از هم دورمون کردن ولی بهت اطمینان میدم با این کارشون در حقیقت تنها عشق ما به هم رو بیشتر میکنن . عزیزم حالا که نیستی قدر لحظات با تو بودن رو بیشتر از قبل میدونم ...
دوستت دارم...
شب بخیر ...
زود برمیگردم ...
حرف آخر: عزیزم درسته دوریم ولی عشقم هر ثانیه بهت بیشتر میشه
از عشقتون دور نشید هیچ وقت ............
برچسب:
نویسنده: علی خ.ص
عشق یعنی:
وقتی نیستش به یادشی و می خوای باهاش باشی
وقتی باهاشی همش می خوای نگاش کنی
وقتی نگاش میکنی دوست داری از ته قلب شاد باشه
و وقتی داری نگاش میکنی و میفهمی از ته قلب خوشحاله عاشق تر شی 
برچسب:
نویسنده: علی خ.ص
ما به اندازه خاطرات خوشی که از یکدیگر داریم آنهارا دوست داریم ... !
و به آنها دل میبندیم ..
و هرچه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد
علاقه و دوستیمان بیشتر میشود ...
پس هر کس را که بیشتر دوست داریم
و میخواهیم بیشتر دوستمان بدارد
باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم
تا بتوانیم در دلش ثبت شویم ...
برچسب:
نویسنده: علی خ.ص
برچسب:
نویسنده: علی خ.ص
برچسب:
نویسنده: علی خ.ص
خوشحالی که دلمو شکستی؟؟؟
بدان ای نازنین آنچه شکستی تصویر زیبای خودت بود که در دلم ساخته بودی
برچسب:
نویسنده: علی خ.ص
زندگی وقت کمی بود ......نمیدانستیم همه ی عمر دمی بود .........نمیدانستیم!
حسرت رد شدن ثانیه های کوچک فرصت مغتنمی بود...... نمیدانستیم !
تشنه لب عمر به حسرت رفت و به قول سهراب آب در یک قدمی بود .....نمیدانستیم !


برچسب:
نویسنده: علی خ.ص